الگوی کوسه

الگوی کوسه

الگوی کوسه یا شارک، یکی دیگر از الگوهای هارمونیک پرکاربرد در بازارهای مالی است. استفاده از این الگو در کنار سایر الگوهای هارمونیک، به تنهایی یکی از سبک‌های معامله‌گری را تشکیل می‌دهند.

در دیگر مطالب سایت به معرفی و کاربرد الگوی خرچنگ، الگوی ABCD، الگوی خفاش و سایر الگوهای هارمونیک پرداختیم. در این مقاله قصد داریم توضیح بدهیم که الگوی کوسه چیست؟ و کابرد الگوی کوسه و نحوه معامله با آن را توضیح بدهیم.

 

نام‌گذاری الگوهای هارمونیک

علت اهمیت و جالب بودن نام‌گذاری‌های الگوهای هارمونیک، تشبیه معامله در بازارهای مالی به زنده ماندن در جنگلی با حیوانات وحشی است! بازارهای مالی، از بازار سهام گرفته تا فارکس و رمزارز، بسیار شبیه به دنیای حیوانات هستند!

همه انسان‌ها جنگل و دریا را دوست دارند. وقتی از بیرون به این دنیاها نگاه می‌کنیم، بسیار زیبا و شکوهمند هستند. همه دوست دارند هر از گاهی پا به این مکان‌ها بگذارند. اما عموماً متوجه این نکته نیستند که داخل این دنیاها چه خبر است و چه خشونت، خطر و سختی‌هایی درون آن نهفته است!

برای حفظ تعادل در این دنیاها، خواه ناخواه بسیاری از حیوانات قربانی قدرت دیگران می‌شوند. حال انسانی را تصور کنید که در این جنگل یا دریا قصد اقامت دائم دارد! او یا باید شکار کند، یا شکار شود.

بازارهای مالی هم دقیقاً همین‌گونه هستند. از بیرون برای اکثر مردم بسیار جذاب و دلفریب اند. اما وارد آن شدن و از آن مهم‌تر، بقا و دوام آوردن درون آن، بسیار سخت است. گویی وارد جنگل یا دریا شده‌ای و باید بتوانی در کنار موجودات وحشی آنجا دوام بیاوری. اما چه کسی است که رام کردن نهنگ یا کوسه را دوست نداشته باشد؟!

 

الگوی کوسه یا شارک (Shark)

با محبوبیت و کاربرد روزافزون بازارهای مالی در دنیا، استفاده و معروفیت تحلیل تکنیکال روز به روز در حال زیاد شدن است. در میان این موج جدید ورود به بازارهای مالی، یکی از سبک‌ها و الگوهای رایج در تحلیل تکنیکال، استفاده از الگوهای هارمونیک است.
در کنار الگوهای خرچنگ، خفاش و پروانه، الگوی کوسه هم یکی دیگر از الگوهای هارمونیک محبوب، با نامی از جنس حیوان است. این الگو هم مانند سایر الگوهای هارمونیک، یک الگوی 5 نقطه‌ای است.

الگوی هارمونیک کوسه، یکی از جدیدترین الگوهای هارمونیک است که توسط اسکات کارنی در سال 2011 معرفی شد و شبیه به الگوی سایفر (Cypher) و خرچنگ (Crab) است. الگوی کوسه همواره در این سال‌ها نقش پررنگی در افزونه‌های تحلیل تکنیکال داشته است.
معامله‌گران و سرمایه‌گذاران نوپا همیشه مانند ماهی‌های کوچک در اقیانوسی پر از کوسه به نظر می‌رسند. زیرا همواره معامله‌گرانی قوی‌تر و قدیمی‌تر در بازار وجود دارند. اما این الگو قطعاً می‌تواند شما را به دندان‌های تیز و باله‌های پرقدرت کوسه مجهز کرده و نقش مهمی در بقای معامله‌گر داشته باشد.

ساختار شماتیک الگوی کوسه به صورت زیر است:

الگوی کوسه

 

این الگو هم مانند سایر الگوهای هارمونیک (خرچنگ، پروانه، خفاش و …) یک الگوی 5 نقطه‌ای است. اما اولین تفاوت این الگو با سایر الگوهای هارمونیک، در نام‌گذاری نقاط آن است. همان‌طور که در تصویر شماتیک بالا نشان داده شده، آقای اسکات کارنی (مبدع این الگو) در سایت خود نام‌گذاری این الگو را به صورت 0XABC انجام داده است، در حالی که سایر الگوهای هارمونیک معمولاً به صورت XABCD نام‌گذاری می‌شوند.

به این معنی که این الگو با نقطه 0 (صفر) شروع می‌شود و در نقطه C پایان می‌یابد. اما سایر الگوهای هارمونیک با نقطه X شروع شده و در D پایان می‌یابد. البته این موضوع کارکرد اصلی این الگو را با سایر الگوهای هارمونیک متفاوت نمی‌کند، اما به لحاظ صحیح بودن آموزش باید به این نام‌گذاری هم دقت کرد.

این الگو به 2 حالت کوسه نزولی (Bearish Shark) و کوسه صعودی (Bullish Shark) تقسیم می‌شود. این الگو هم مانند سایر الگوهای هارمونیک در انتهای روند شکل گرفته و نشان‌گر پایان روند قبل از الگو و شروع روندی جدید است. بنابراین جنس این الگو هم بازگشتی یا ریورس (Reverse) است.

الگوی کوسه حالت خاصی از الگوی هارمونیک XABCD است.

اما در هنگام تشکیل این الگو، نقطه C فراتر از نقطه A می‌روند، یعنی میزان ریتریس یا اصلاح موج BC به قدری زیاد است که نه تنها تمام حرکت طی شده در موج AB را اصلاح می‌کند، بلکه پس از آن از نقطه A هم بالاتر می‌رود.
اعداد روی هر کدام از خط‌چین‌ها هم، نشان‌دهنده میزان اصلاح یا ریتریس (Retracement) نقاط به هم وصل شده در خط‌چین‌ها است.

معمولاً علت تشکیل این الگو، ایجاد یک اصلاح موقتی در همه ابعاد است. یعنی زمانی نمودار وارد همچین روندی می‌شود، که جدال میان خریداران و فروشندگان فرسایشی شده و هیچ کدام توانایی غلبه بر یک‌دیگر را ندارند. بنابراین با ورود نمودار به این الگو، هم نمودار استراحت کرده و هم انرژی لازم برای روند جدید را جمع می‌کند.

گام‌های کوسه نزولی (Bearish Shark)

در حرکت اول این الگو، موج نزولی 0X شکل گرفته و قیمت از نقطه 0 تا X افت کرده است. در حرکت بعدی موج صعودی XA ایجاد شده و قیمت از X تا A بالا می‌رود. تفاوت دیگر این الگو با سایر هارمونیک‌ها در میزان ریتریس این موج اصلاحی است:

این اصلاح در سایر الگوها دارای محدوده خاصی است و اگر خارج از آن محدوده بود، الگو اعتبار خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال در الگوی خفاش، این اصلاح باید بین 0.382 تا نهایتاً 50% باشد. در الگوی خرچنگ این اصلاح بین 0.382 الی 0.618 است. اما در الگوی کوسه، این اصلاح هیچ محدودیتی ندارد. صرفاً نقطه A نباید از محدوده 0 و X خارج شود:

الگوی کوسه

در ادامه قیمت از A تا B افت می‌کند. عددی که روی خط‌چین XB نوشته شده به این معنا است که میزان اصلاح موج AB نسبت به موج XA معادل 1.13 تا 1.618 است. یعنی در این اصلاح تمام رشد قیمتی XA برگشته و پس از آن هم قیمت هم‌چنان به اندازه 0.13 الی 0.618 از رشد قیمتی XA پایین می‌آید. بنابراین میزان کل اصلاح موج AB بین 1.13 الی 1.618 از موج XA است:

 

الگوی کوسه

 

در گام آخر الگو، روندی صعودی شکل می‌گیرد و نمودار از قیمت B به نقطه نهایی C رسیده و الگو در اینجا تکمیل و تمام می‌شود. عددی که روی خط‌چین AC نوشته شده است به این معنی است که موج BC به اندازه‌ی 1.618 الی 2.24 موج AB است:

 

الگوی کوسه

عددی هم که روی خط‌چین 0C نوشته شده، بیانگر میزان حرکت آخرین موج الگو، یعنی موج صعودی BC نسبت به اولین موج الگو، یعنی موج نزولی 0X است. این عدد معمولاً بین 0.886 الی 1.13 است. یعنی آخرین موج الگو 0.886 الی 1.13 برابر موج اولیه الگو است. این عدد بیانگر میزان تغییرات نهایی نمودار پس از اتمام الگوی کوسه است:

 

الگوی کوسه

علت این‌که برای این تغییر 2 تا خط‌چین رسم شده هم همین است. زیرا هم نقطه C می‌تواند پایین‌تر از نقطه 0 تمام شود (یعنی میزان ریتریس روی0.886 باشد) و هم نقطه C می‌تواند بالاتر از نقطه 0 و بر مبنای ریتریس 1.13 تشکیل گردد.

گام‌های کوسه صعودی (Bullish Shark)

الگوی کوسه صعودی هم عیناً الگوی کوسه نزولی است که معکوس شده باشد. قیمت ابتدا از 0 تا X رشد می‌کند و پس از آن از X تا A افت می‌کند. میزان این افت هم مانند الگوی کوسه صعودی بدون محدودیت است. بنابراین صرفاً لازم است که نقطه A مابین محدوده نقاط 0 و X قرار بگیرد.
اکنون قیمت از A تا B افزایش پیدا می‌کند و این حرکت به اندازه 1.13 تا 1.618 برابر موج XA است.

در آخرین مرحله هم قیمت از B تا C افت می‌کند و میزان این اصلاح به اندازه‌ی 161.8% تا 224% موج AB است.
عددی هم که روی خط‌چین 0C نوشته شده به معنای این است که اصلاح آخرین حرکت نمودار در موج BC نسبت به شروع الگو توسط موج 0X به اندازه‌ی 88.6% الی 1.13 است. اینجا هم مانند کوسه صعودی، نمودار می‌تواند هم بیرون از نقطه 0 (ریتریس 1.13) تمام شود و هم بالاتر از نقطه 0 (ریتریس 0.886):

الگوی کوسه

تشخیص الگوی کوسه در نمودار

مانند سایر الگوهای هارمونیک، برای الگوی کوسه هم اولین گام گشتن به دنبال یک W یا M است. زمانی که ظاهر الگو را در نمودار پیدا کردیم، نوبت به اندازه‌گیری درصدهای الگو می‌رسد. نکته‌ی بارز در این M یا W، کشیدگی بیشتر قله یا دره دوم نسبت به قله یا دره اول است:
اگر الگوی کوسه صعودی باشد، قله دوم بالاتر از قله اول است اگر الگوی کوسه نزولی باشد، دره دوم پایین‌تر از دره اول است

پس از پیدا کردن ظاهر الگو در نمودار، نوبت به اندازه‌گیری فاصله‌ها و مطابقت دادن با الگوی کوسه است، که این کار را می‌توان با استفاده از ابزار فیبوناچی نرم‌افزارمان انجام داد. کافی است نقاط را یکی یکی مشخص کرده و از فیبوناچی ریتریسمنت (Fibo Retracement) برای تعیین اصلاح میان آن‌ها استفاده کرد.

مرحله اول الگو، یعنی حرکت از نقطه 0 به X و سپس اصلاح نمودار از X تا A، نیازی به بررسی اندازه اصلاح ندارد. همان‌طور که پیش از این گفتیم، یکی از ویژگی‌های بارز این الگو در قیاس با سایر الگوهای هارمونیک، اهمیت نداشتن میزان این اصلاح است. صرفاً نقطه A باید در ناحیه‌ی میان 0 و X باشد.

سپس باید ریتریسی از X به A رسم کنیم. به این منظور نقطه اول ریتریس را روی X می‌گذاریم و نقطه‌ی دوم را روی A. سطوح فیبوناچی رسم می‌شود و سطحی که نقطه B در آن قرار دارد را می‌بینیم، که این سطح بیانگر میزان اصلاح AB نسبت به XA است. اگر این سطح بین خطوط 1.13 الی 1.618 بود، گام اول الگو برقرار است.

(برای اندازه‌گیری اصلاح‌ها و حرکات بیش از 1، می‌توان از ابزار فیبوی خارجی هم استفاده کرد. اما الزامی به این کار نیست و با همین ریتریس معمولی هم این سطوح قابل اندازه‌گیری است)
همین روند را برای ادامه‌ی الگو هم انجام داده و فاصله نقاط را حساب می‌کنیم. این فاصله‌ها باید طبق ساختار الگوی کوسه باشد.

برای این کار می‌توان از ابزار تکنیکال XABCD هم استفاده کرد. این ابزار یکی از افزونه‌های سایت‌ها و نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال است. صرفاً کافی است این ابزار را انتخاب کرده و نقاط را برای نرم‌افزار تعریف کنیم. سپس نرم‌افزار فاصله میان این نقاط را نشان می‌دهد و می‌توان بررسی کرد که این نمودار دارای ساختار کدام الگوی هارمونیک است.

الگوی کوسه

حرکت بازار پس از الگوی کوسه

اگر الگوی کوسه صعودی ایجاد شود، حرکت بعد از اتمام الگو در نقطه C، یک موج صعودی خواهد بود. زیرا موج BC نزولی بوده است، الگوی کوسه اصلاح را تمام و نتیجتاً موج بعدی را صعودی (Up Trend) خواهد کرد.

الگوی کوسه

اگر هم الگوی کوسه نزولی ایجاد شده باشد، پس از اتمام الگو و در نقطه‌ی C، شاهد اتمام رشد قیمت و ایجاد یک حرکت نزولی جدید (Down Trend) در روند خواهیم بود:

الگوی کوسه

 

نمونه کاربردی الگوی کوسه

نمودار زیر مربوط به جفت ارز دلار-یورو در تایم‌فریم 1 ساعته است:

الگوی کوسه

نمودار قیمت پس از رسیدن به نقطه X، وارد فاز صعودی شده و طی چند حرکت یک الگوی کوسه صعودی را شکل داده است. پس از اتمام الگوی کوسه، نمودار دلار-یورو صعودی شده و رشد قیمتی زیادی را تجربه کرده است. همان‌طور که مشخص است در اینجا هم از ابزار تحلیل تکنیکال XABCD در پلتفرم تحلیلی تریدینگ ویو استفاده شده است.

نمودار زیر مربوط به سهام شرکت اپل است:

 

الگوی کوسه

 

همان‌طور که مشخص است با یک الگوی کوسه صعودی مواجهیم. نقطه B بالاتر از X است و نقطه C هم پایین‌تر از نقطه اولیه 0. نمودار پس از اتمام الگو و در نقطه C، پس از استراحت و کسب انرژی لازم، یک حرکت صعودی بسیار قوی و شارپ را شروع کرده است.
نمودار زیر مربوط به سهم کگل است:

الگوی کوسه

 

نمودار پس از اتمام کامل الگوی کوسه نزولی، یک حرکت ریزشی شدید را تجربه کرده است.

همان‌طور که از مثال‌ها پیداست و در توضیحات قبل هم تلویحاً اشاره کردیم، مهم نیست حرکت نمودار قبل از ورود به الگو چگونه باشد، صعودی بوده باشد و یا نزولی. نکته‌ای که مهم است، خود الگو است. خواه نمودار پیش از کوسه صعودی بودده باشد و یا نزولی، قدرت الگو به گونه‌ای است که تمام حرکات قبل از ورود به الگو بی‌اثر می‌شود. تمام چیزی که مهم است، خود الگو است:

اگر الگو کوسه صعودی باشد، حرکت پس از اتمام الگو حتماً صعودی است.
اگر الگو کوسه نزولی باشد، حرکت پس از اتمام الگو حتماً نزولی است.

استراتژی معامله با الگوی کوسه

رایج‌ترین استراتژی معامله با الگوی کوسه صعودی، به صورت زیر است:

1. نقطه‌ی خرید سهم و ورود به آن، در نقطه‌ی C و در زمان پایان یافتن الگو است.
2. حد ضرر معامله را در سطح ریتریس 127% خط BC نسبت به 0X قرار می‌دهیم. همان‌طور که می‌دانیم ماکزیمم سطح نقطه C، در ریتریس 113% است، یعنی اندازه BC حداکثر 1.13 برابر اندازه 0X است. معمولاً معامله‌گران بهینه‌ترین حالت برای حد ضرر در الگوی کوسه را 0.14 پایین‌تر از C و در سطح ریتریسمنت 1.27 قرار می‌دهند.

3. حد سود اول را در سطح نقطه A، حد سود دوم را در سطح نقطه X و حد سود سوم را در سطح نقطه B و بالاترین نقطه‌ی الگو قرار می‌دهیم.
اگر بخواهیم کمی محافظه‌کارانه‌تر هم برخورد کنیم، بهتر است که به صورت پله‌ای در هر حد سود مقداری از سهم را فروخته و سیو سود نماییم و در آخرین حد سود، کامل از سهم خارج شوند.

الگوی کوسه

استراتژی معامله با الگوی کوسه نزولی به صورت زیر است:

1. باز کردن پوزیشن شورت در نقطه C و هنگام اتمام الگو
2. حد ضرر پوزیشن را در سطح 1.27 ریتریس 0X قرار می‌دهیم. (این موضوع هم دقیقاً مانند تعیین حد ضرر در کوسه صعودی است)
3. حد سودهای پوزیشن را هم به ترتیب در نقاط A، X و B قرار می‌دهیم.

الگوی کوسه

به طور خلاصه برای معامله با الگوی کوسه (هم در حالت صعودی و هم در حالت نزولی) می‌توان گفت:
“با اتمام الگو در نقطه C وارد معامله می‌شویم. تارگت‌ها به ترتیب در سطوح نقاط A، X و B قرار دارند. حد ضرر معامله را در سطح فیبوی 127% از اندازه 0X می‌گذاریم.”
اکنون برمی‌گردیم به نمودار شرکت اپل:

الگوی کوسه

 

در این نمودار نحوه معامله عملی توسط الگوی کوسه صعودی نشان داده شده است. همان‌طور که مشخص است اگر معامله‌گر با همین استراتژی کلاسیک در انتهای الگوی کوسه صعودی در نقطه C اقدام به خرید سهام اپل می‌نمود، می‌توانست با سود بسیار مناسبی در حد سود سوم (پس از گذر قیمت از سطح نقطه B) از معامله خارج شود.

سخن آخر
الگوی کوسه یکی از بهترین و ارزنده‌ترین نسبت ريسك به ريوارد را در الگوهای هارمونیک دارد. به عبارت دیگر با رعایت حد ضرر، می‌توان سود بسیار مناسبی را نسبت به ریسکی که به سرمایه وارد می‌شود، کسب کرد.
استفاده از الگوهای هارمونیک در کنار تسلط بر پرایس اکشن و فیبوناچی، به تنهایی یک استراتژی معاملاتی کامل هستند. اما این موضوع وقت و حوصله زیادی را می‌طلبد. به همین دلیل لازم است که معامله‌گر بر همه‌ی الگوهای هارمونیک تسلط داشته باشد، تا بتواند شانس ورود به معامله بیشتری هم داشته باشد.

منابع: فارکس ترینینگ گروپ، هارمونیک تریدر و پترن ویزارد

امتیاز شما به این مطلب
میانگین امتیاز ها از 2 نفر 5/5
آخرین مقالات
نظر خود را با ما در میان بگزارید