همه شاخص های اقتصادی که آباد شدند

همه ی شاخص هایی که آباد شدند

همه شاخص های اقتصادی که آباد شدند

شاخص های اقتصادی ایجاد شده اند تا وضعیت یک پدیده ای اقتصادی را نشان دهند مثل شاخص بورس یا تورم که وضعیت بازده بورس یا وضعیت قیمت کالاها را نشان می دهد. یکی از اقدامات بد در سیاست گذاری در شرایطی پیش می آید که به قول معروف شاخص دستکاری شود و دیگر وضعیت واقعی را نشان ندهد. در این شرایط کسانی که می خواهند براساس آن شاخص تصمیم بگیرند یا نتیجه را بدست بیاورند ابزار کار خود را از دست می دهند. مانند شخصی که می خواهد دمای یک اتاق را بسنجد ولی در همه ی زمان ها، دماسنج عدد 21 درجه سانتیگراد را به اون نشان دهد.

بعضی از مدیران علاقه ی خاصی دارند تا شاخص های اقتصادی را بی اثر کنند، یعنی کاری بکنند که به صورت مصنوعی شاخص یک عددی را نشان دهد که با واقعیت تطبیق ندارد و در نهایت بگویند وضعیت مطلوب است. در واقع تخصص آنها شاخص سازی یا به قول معروف فعالان بورسی آباد کردن شاخص هاست.

نرخ سود قراردادهای بازخرید یا نرخ سود ریپو و نرخ سود بین بانکی دو مورد از شاخص هایی اقتصادی هستند که وضعیت بازار پول را نشان می دهد. وقتی این دو نرخ افزایشی باشد یعنی بازار پول با کسری مواجه است و به بیان ساده تر پول گیر نمی آید. از طرف دیگر وقتی این دو نرخ کاهشی باشد حالت برعکس اتفاق می افتد و پول فراوان می شود. چند وقتی است این دو شاخص آباد شده اند.

در واقع با وجود اینکه شاخص های واقعی تر دیگر مثل نرخ سود اوراق بدهی یا نرخ سود سپرده ی پیشنهادی بانکها افزایشی بوده اند و به خوبی نشان می دهند بازار پول با کسری مواجه است، تثبیت مصنوعی این دو شاخص به گونه ای بوده که استفاده کنند احساس کند، نرخ بهره افزایش پیدا نکرده است. در این نوشته کاری با این نداریم که الان سیاست افزایش نرخ بهره درست است یا نه! مساله این است که سیاست افزایش نرخ بهره خواسته یا ناخواسته در پیش گرفته شده ولی با آباد کردن مصنوعی شاخص های ذکر شده، واقعیت بازار پول کتمان می شود.

در مقاله ی رشد نقدینگی و پایه ی پولی در مردادماه  به صورت مفصل توضیح دادیم

همه ی شاخص هایی که آباد شدند

کسانی که سابقه مدیریتی بعضی از مدیران دولتی را به خاطر دارند، می دانند در گذشته هم از این حرکت های نمایش ساختگی شاخص های اقتصادی توسط ایشان انجام شده. حال در بازار دیگری و در بخش دیگری از اقتصاد این فرمول معیوب مجددا در حال اجرا است. واقعیت بازار باز کسری 15 هزار میلیارد تومانی بانک ها است که هر هفته به این بازار سر می زنند و دست خالی برمی گردند. آن نرخ 21 درصدی که نشان داده می شود به هیچ دردی نمی خورد.

شاید اگر بانک مرکزی به جای 21 مصنوعی، با 23 درصد پول در اختیار بانک ها قرار می داد، هم واقعیت بهتر جلوه می کرد هم این رقابت دهشتناک در بازار اوراق و جذب سپرده شکل نمی گرفت. اما چه می شود کرد وقتی تخصص شما آباد کردن شاخص ها است!و همه ی شاخص های اقتصادی آباد شدند…

همین وضعیت را در نرخ ارز نیما نیز داریم. در حالی که نرخ پایه عرضه در این بازار به شدت کنترل می شود، نرخ ارز آزاد فاصله قابل توجهی با آن گرفته است. البته در گذشته دور فاصله های شدیدتر در اقتصاد ایران تجربه شده است. در دوران جنگ نرخ دلار رسمی با نرخ دلار آزاد (واقعی) فاصله 10 برابری داشته است. حالا بار دیگر شاهد تمرکز بر نمایش غیرواقعی یک شاخص اقتصادی در بازار ارز هستیم. حمایت اجتماعی از اقشار کم درآمد جامعه یکی از وظایف دولت ها است و لیبرال ترین اقتصاددان ها هم در جهان امروز این واقعیت را کتمان نمی کنند.

حالا 6 ماهی است معیشت مردم به نرخ ارز نیما وصل شده و این شاخص نیز حالت حیثیتی به خود گرفته است. برای حمایت اجتماعی راه هایی دیگری وجود دارد و شما نمی توانید با تنظیم تصنعی نرخ ارز در بلندمدت به اهداف خودتان برسد. در بلندمدت اتفاقا این تنظیم تصنعی باعث پدیده های نامبارکی همچون قاچاق، بازار سیاه و از بین رفتن قدرت تولید و صادرات می شود که خود این بیشترین ضربه را به اقشار کم درآمد خواهد زد.

 

امتیاز شما به این مطلب
میانگین امتیاز ها از 26 نفر 4.7/5
آخرین مقالات
نظر خود را با ما در میان بگزارید

بخش نظرات
  1. واقعیت های اقتصاد به خوبی و روشنی بیان شده. ممنون از جناب عالی

    • از همراهی شما سپاسگزاریم